تبليغاتX
قافله ی عمر



قافله ی عمر

این قافله ی عمر عجب می گذرد



نویسنده : « الیکا » ; ساعت 11:32 روز

« درود و فراوان درود به تمام دوستان عزیز و بزرگوارم »

امیدوارم همیشه سالم و سلامت و موفق باشید

راستش من امشب مسافرم

 و تا دو سه ماهی در خدمت شما عزیزان نیستم

ببخشید که مجبورشدم آپ روز مادرم رو حالا بگذارم..

اگر نتونستم بهتون سر بزنم خواهش میکنم دلگیر نشید

 قول میدم اگه خدا خواست و برگشتم حتمآ جواب مهربونی هاتون رو بدم..

صمیمانه دوستتون دارم

مولایم علی همیشه یارتون باشه  عزیزانم

یا حق

میم مثلِ ما

میم مثلِ مریم

میم مثلِ مادر

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مثلِ بچگی ها لالایی هاتو دوست دارم

سادگی هاتو دوست دارم

خستگی هاتو دوست دارم

چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

کاشکی رو طاقچۀ دلت آئینه و شمعدون میشدم

تو دشتِ ابریِ چشمات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشتِ گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغِ دستات بشونم

لالاییییییییی    لالاییییییییی    لا لا لا

بخواب که من می خوام تو چشمات ستاره هام و بشمارم

لایییییییییییییییی  لا لا لا لا

پیشم بمون که تا ابد دنیارو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ، اگه بد ، با تو برام دیدنیِ

راهِ گلای اطلسی با تو برام چیدنیِ

مادر

مادر

مادر

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

لالایی هاتو دوست دارم بغضِ صداتو دوست دارم


***
ضمنا يكي از دوستان زحمت نظارت وتائيد نظرات رو در اين مدت برعهده گرفته اند كه از ايشون سپاسگزارم.

 

« تا درودی دیگر بدرود »

 




دسته بندی :

    لینک مطلب