تبليغاتX
قافله ی عمر



قافله ی عمر

این قافله ی عمر عجب می گذرد



نویسنده : « الیکا » ; ساعت 3:45 روز

به لب هایم مزن قفل خموشی

که در دل قصه ای ناگفته دارم

زپایم باز کن بند گران را

کزین سودا دلی آشفته دارم

 

« تا درودی دیگر بدرود »




دسته بندی :

    لینک مطلب