تبليغاتX
قافله ی عمر



قافله ی عمر

این قافله ی عمر عجب می گذرد



نویسنده : « الیکا » ; ساعت 20:6 روز

چشم من

بگو چی دیدی غصه خوردی؟

چیک و چیکه چندتا ناودون و شمردی؟

چشم من

تو پا به ماهِ چندتا بغضي؟

ديگه دادِ هرچي ابرِ درآوردي

ميدوني چندتا نمازت و شكوندي

چندتا ربناي نيمه كاره خوندي

شونه هاي آسمون تر شده بس كن

ميبيني خدارو تا گريه كشوندي

تو ميگي

خيابونا شكنجه گاهن

آينه هاي دل شكسته  روسياهن

كاشكي باورت بشه ابركِ خيسم

هنوزم چندتا ستاره بي گناهن

هنوزم يكي نشسته روي ابرا

نگرانِ كفتراي ياكريمِ

ميگه وقتِ خنده هاي بي بهونست

چشمِ من گريه نكن خدا كريمِ

 

 




دسته بندی :

    لینک مطلب